تبليغاتX
تورکلر
تورکلر
نه موتلو کی من تورکوم
اسامی شهرهای آذربایجان

اسامی شهرهای اذربایجان 

اکثر شهر ها وروستاهای اذربایجان قبل وبعد از انقلاب دچار تحریف شده اند مثا ل؛ اذرشهر (توفارقان)نقده(سولدوز)علمدار گرگر(هادی شهر)اوجان(بستان اباد)مهاباد(سویوق بولاق)میانه(ماراویا ..نام الهه ترکان سومربوده)اکثر شهرهای که در اذربایجان با حروف(م)شروع می شود نشانه این است که این شهرها در میان کوههای بزرگ بنا شده است (میانه ،مراغه)مراغه (مراغا..ازریشه ماراق به معنای جای بسیار جالب بوده (م .پیشوند بزرگی ،اغا .همان اقای ترکی(اقای بزرک. ارباب بزرک)سراب (سار .به معنی محکم واب در ترکی به معنی لاپ است .جای بسیار محکم)اردبیل (ار) در ترکی 10تا معنا دارد از قبیل شیر (ارسلان)شرف .شوهر ،انسان عاقل ،..بیل در ترکی به معنی فهمیدن وپیدا کردن است ...جای که شیر پیدا می شود و....(کلمه سومر،،(سوم+ار) ،سوم. انسان؛ار عاقل ،نیز از همین کلمه می با شد . میاندواب(قوشاچای)ارومیه (رضائیه،از ریشه روم وبعد حمله اعراب چون عربها با حرف تا تانیث شهرها را مونث می شمردند رومیه نوشتند وبعد ترکها ..چون در قاعده زبان ترکی هیچ کلمه یی با حرف(ر)شروع نمی شود وکلمه های که با (ر)شروع می شود را با حرف(الف)اغاز می کنند انرا ارومیه نامیدند مانند رقیه(اورقیه) رضا (ایرضا،irza)تبریز،هیچ سند معتبری وجود ندارد که بتواند ثابت کند که دختر هارون الرشید بعد ورودش به تبریز تب اش ریخته باشد تازه دختر هارون که عرب بوده چطور یک اسم فارسی برای ان انتخاب کرده در حالی که قبلا  این اسم بر روی این شهر بوده است ..امروز بسیاری از افراد این شهررا تر بیز تلفظ می کنند (تر ؛ترک ...بیز؛ ما ..ترک هستیم ما)هشترود (نام باستانی ان ؛اذران..مرکز ان سرسکند  ویک کیلو متر در ان طرف شهر محله ای بنام هشتری قرار داشته است ونام منطقه ان هشتری نامیده می شده ،سر (در اصل سار بوده به معنی محکم ... کند ؛روستا ،بوده ولی  بخاطر از بین بردن نام ترکی ان وجه تسمیه ای از خود ساختند وان را هشترود نامیدند ......

|+| نوشته شده توسط دومان در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 12:7 |

آذربایجان

معنی ترکی آذربایجان بر اساس مفاهیم لغت شناسی برابر با سرزمین مردان بزرگ وتوانمند میباشد که بنا بر بعضی نوشته ها سرزمین آتش نیز نامیده میشد

|+| نوشته شده توسط دومان در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 12:6 |

ترکهای سومر، بانیان تمدن بشری
سومرها به عنوان بانیان تمدن بشری، خدمات زیادی را به
بشریت کرده اند.
از جمله کارهای مهمی که سومریان برای بشریت کرده اند:


آفریدن قانون و اولین بانیان حقوق بشر، اداره جامعه بر اساس قانون، اختراع چرخ،
پایه و اساس علوم و صنایع مختلف را گذاشتند که بعدا توسط دیگران تکامل پیدا کرد،
پایه و اساس شیمی، ریاضیات، داروشناسی و ...


تقسیم هر شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و هر دقیقه به 60 ثانیه، کشف
و به کار گرفتن انواع فلزات، اشعار و داستانهای سومر که از لوحه های سومری بازخوانی
شده، نشان میدهد که پایه ادبیات را نیز آنها گذاشتند.


اختراع خط اول هیروگلیف و بعدا خط میخی از کارهای دیگر سومریان هست، داریوش هخامنشی
3500 سال بعد، با استفاده از همان خط میخی اختراعی سومرها کتیبه های خود را به سه
زبان ایلامی، اکدی و پارسی نویساند
.


هنر پیکر تراشی، معماری را بنیان گذاشتند
و هنر ساختن مهرهای استوانه ای را آفریدند، که با هنرمندی بی نظیر با اشکالی خیلی ظریف حکاکی شده
بودند و بعد از کشیدن آن بر روی لوحه گلی، اشکال آن در کلیت دیده میشد، این هنر
بعدها در بین مصری ها و یونانی ها نیز پخش شد.


سومر ها برای اولین بار در تاریخ، برای اداره کشور مجلس شورایی ایجاد کردند، که از
دو تالار، تشکیل شده بود، یکی محل ریش سفیدان و دیگری محل جوانان بود. ایجاد سیستم
قضایی پیشرفته که برای اولین بار مجرمین بر اساس قانون دادگاهی میشدند. در هر جلسه
دادگاه در سومر، 4 قاضی همزمان شرکت میکردند.


در ساحه فلسفه و مذهب نیز سومرها خدمات زیادی را به بشریت کردند. طرز آفرینش انسان،
عقیده به دنیای زیرین، قیامت، طوفان نوح، جدایی روح از جسم و انتقال آن به دنیای
زیرین به هنگام مرگ، عقیده به خیر و شر، روشنایی و تاریکی و. . .، همه تفکرات
فیلسوفان سومری بود که بعدها در بین اقوام سامی پخش شده و الهام بخش کتب مذهبی
یهودیان، مسیحیان و مسلمین شده است.


حضرت ابراهیم ساکن سومر بود، که در سال 2050 ق.م. از آنجا کوچ کرد، یعنی زمانی که
سومرها بعد از بدست گرفتن دوباره حاکمیت سومر، به سامی ها خیلی فشار میآوردند.


پروفسور woolley که از طرف دانشگاه پئنسیلوئییا و موزه بریتانیا بعنوان رئیس هیت
کاوشگری در شهر اور بدانجا فرستاده شده بود بعد از سالها تحقیق مینویسد"خلق سومر در
بین النهرین 2500 سال قبل از مصریان تمدن بشری را بنا نهادند" وی فرضیه قدیمی بودن
تمدن مصر را با مدارک قطعی طرد کرده و می نویسد" سومریان در 3500 سال قبل از میلاد
مراحل پیشرفته تمدن را پشت سر گذاشته بودند و به مصر، آسیای صغیر، یونان، آشور و
غیره راه تمدن را نشان داده بودند?


لئو پووانت از سومر شناسان معروف مینویسد: از 3000 سال ق م تمدن درخشان شهرهای
سومری سامی ها را از شبه جزیره عربستان به خود جذب کرد و آنها بتدریج بخش عمده ای
از جمعیت سومر را تشکیل دادند و از 2350 ق م توانستند حاکمیت سومر را به مدت 150
سال بدست بگیرند. اکدها وقتی که سومرها در 2109 ق م دوباره حاکمیت را به دست گرفتند
شدیدا با سامی ها بدرفتاری کرده و در نتیجه عده ای از آنها مجبور به مهاجرت به
فلسطین و مصر شدند و تمدن سومر را با خود بدانجا ها بردند و بعدها تمدن مصر ،
فنیقیه و تمدن یهودیان را بنا نهادند. یک عده ای نیز در کنار موصل، نینوا، ساکن شده
و بعدها دولت آشور را ایجاد کردند. دو قبیله etrusk و سیکول نیز به طرف غرب کوچ
کرده و در یونان، کرت، جنوب ایتالیا ساکن شده و تمدنهای اولیه آن سرزمین ها را به
وجود آوردند.


رنه گروسه فرانسوی معتقد هست که سومریان بدون شک تمدن خود را از مردم آذربایجان کسب
کرده اند.


هروزنی "B. Hrozny" دانشمند چک، کسی که برای اولین بار موفق به قرائت و ترجمه لوحه
های هیتی شد؛ آذربایجان را اقامتگاه ثانوی سومری ها میداند ( جامعه بزرگ شرق، صفحه
161 )


ساموئل نوح کریمر سومر شناس معروف که خیلی از لوحه های سومری را ترجمه کرده در کتاب
"الواح سومری" صفحه 258 تایید می کند که سومرها از آسیای میانه و از طریق قفقاز به
آذربایجان آمده، و بعد از سکونتی دراز مدت در آنجا، به بین النهرین مهاجرت کرده و
در آنجا ساکن شدند. وی ادامه میدهد: سومر ها در ایجاد تمدن آراتتا در آذربایجان و
تمدن های باستانی درغرب ایران نقش بزرگی داشتند. آراتتا، 5000 ق م در آذربایجان
زندگی میکردند و بعدها از آنجا به بین النهرین کوچ کردند.


چارلز بارنی عالم تاریخ شناس انگلیسی بعد از تحقیق روی آثار پیدا شده از گورتپه و
حسنلو در آذربایجان به این نتیجه رسیده که صنعت فلزکاری اولین بار در آذربایجان شکل
گرفته است. ( مجله میراث فرهنگی، سال3، شماره 5، ص 53 )


باستان شناسان دامنه های جنوبی قفقاز را گهواره صنعت فلزکاری دانسته و تایید میکنند
که مواد اصلی در ساخت مفرع یعنی مس و قلع در گنجه استخراج میشده و معادن قلع 7000
ساله این منطقه یادگار آن دوران هست.


ساموئل هوک در کتاب "تاریخ اوسانه در خاورمیانه" ریشه نژادی سومریان را با ساکنین
قدیم آذربایجان قوتتی ها، لولوبی ها، سابیر ها، گیلانکاسپی ها و غرب ایران کاسسی
ها، ایلامیان یکی میداند?


هنری فیلد در کتاب "مردم شناسی ایران ، صفحه 175" سکونت سومر ها در آذربایجان و جنوب
خزر را ثابت میکند.


پروفسور ذهتابی ( تاریخ قدیم ترکان ایران ، جلد 1 ) و محمد تقی سیاه پوش ( پیدایش
تمدن در آذربایجان ) نیز با تحقیقات خیلی ارزنده ثابت میکنند که خاستگاه سومریان
آذربایجان بوده است.


فریتز هومئل "Hommel، Fritz"در ترجمه لوحه های سومری، بیش از 300 کلمه ترکی پیدا
کرد، کلماتی که اکثرا به همان شکل قدیمی اش در ترکی امروزی هنوز هم به کار برده
میشود، و لذا هومئل با استناد به کشفیات علمی خود از کتیبه ها و لوحه های سومری،
زبان سومری را به عنوان ریشه زبان ترکی و "پروتو ترک" معرفی کرد.


"دل هایمزِ ، Dell Hyme" پژوهشگر و زبانشناس وابسته به دانشگاه شیکاگو در بخش انسان
شناسی در رابطه با ارتباط ریاضی بین زبانها تحقیقی انجام داده و 200 لغت انگلیسی را
در دو زبان "سومری و ترکی " مقایسه کرده است. او در پژوهش چاپ شده‌اش رابطه مشترک
این دو زبان را با مشابهت های لغوی موجود اثبات کرده‌است. به این صورت که بعد از
2000 سال گسست از یک زبان مرده ریشه لغات در زبان ترکی امروزی زنده است و مورد تکلم
واقع میشود. این همه حقایق و شواهد برای آن ذکر میشود که نظریه های رایج در ایران
در مورد زبان کنونی ملت آذربایجان مورد بررسی مجدد قرار گیرد. چرا که عدم امکان
دسترسی به اطلاعات و نیز اعمال منافع سیاسی سبب شده اند که یک موضوع مهم علمی در
مورد خاستگاه زبان کنونی مردم آذربایجان مخدوش شود و دانش صحیحی به مردم داده نشود.


در کتیبه ای آشوری از سال 716 ق. م. اسم قدیمی کوه "سهند" که در بین اهالی ماد ـ
ماننا استفاده می شد، کوه " او آ اوش" و منطقه کوهستانی نزدیک آن " او ایش دیش"
آمده است. این دلیلی دیگر بر همزبانی سومرها و قوتتی ـ لولوبی ها میباشد. در زبان
سومری "o، u، او" به معنی عدد 10 میباشد که در ترکی امروزی همان کلمه بصورت"اون،
on" استفاده میشود. "ایش، ائش" در زبان سومری به معنی عدد3 که امروزه نیز در ترکی
به صورت" اوش" استعمال میشود. "دیش" در زبان سومری به معنی "دندانه" و در ترکی
امروزی به معنی"دندانه؛ دندان" هنوز هم استعمال میشود. لذا معنی" او ایش دیش" ذکر
شده در کتیبه آشوری به معنی" سیزده دندانه" میباشد و امروزه بدان محل "بش بارماخ"
میگویند. ( تاریخ دیرین ترکان ایران، ص 874، پروفسور زهتابی )


در لوحه ای سومری از 2100 ق. م.، شاعره ای سومری، به نام " بیدا"، «به معنی یگانه
در زبان ترکی باستان"، در شعری که بخاطر فراق از پسرش که در "همدان" زندگی می کرد،
سروده است؛ به کلمات و اسامی " کؤر"، " آراز"، " همدان"؛ " ساز"، "تار"، "غم"،
"ایل"، " آی"" آد" به همان صورت که امروزه در ترکی آذری رایج است، در آن شعر بکار
برده است. پروفسور تاریف آذرتورک، چارلز بارنی، کوردون چایلد، هنری فرانکفرت و م.
تقی سیاهپوش ( پیدایش تمدن در آذربایجان ) معتقد هستند، که سومرها موقع آمدن به بین
النهرین کاملا به علم فلزکاری مجهز بودند و فلزات همراه آنان نه فقط شامل طلا و مس
بود، بلکه شامل مفرع حقیقی نیز بود، اجداد آنان جایی دیگر، ( که قطعا آذربایجان
بود، چونکه آنجا نخستین پایگاه فلزکاری و گهواره این صنعت شناخته شده است )، یاد
گرفته بودند که مس و قلع را ذوب کنند و مفرع بدست آورند، چون در سومر چیزی جز گل
وجود نداشت. سومریان در طول حکومتشان در سومر ارتباط تنگاتنگی با همنژاد های خود در
آذربایجان داشته و سنگهای زینتی و مواد لازم برای صنعت فلزکاریشان را از اذربایجان
تهیه میکردند، در حماسه گیل قمیش، در یکی از جنگها، گیل قمیش با کمک دوست و همرزمش
"enkidu" به جنگ "Huwawa" حاکم در کوهای شمال، یعنی آذربایجان، میروند، تا با شکست
دادن او که مانع رسیدن چوب جنگلی و سنگ های گرانقیمت به سومر میشد، بجنگند.


با مطالعه سیر تکامل خط میخی سومری، و با توجه به این حقیقت تاریخی که، سومرها قبل
از مهاجرت به بین النهرین، قرنها در آذربایجان زندگی کردند، میتوان با قاطعیت گفت
که تمدن سومری ادامه و شکل تکامل یافته تمدن قوبوستان آذربایجان بود. از تمدن
قوبوستان، که قدیمی ترین تمدن شناخته شده تاریخ بشریت میباشد هزاران نوشته تصویری
باقی مانده و سومرها بعدها این خط تصویری را به خط میخی تکامل دادند. پروسه اختراع
خط هزاران سال طول کشیده است و سومرها یکدفعه آنرا اخترا نکردند.


وابستگی و خویشاوندی زبانی و فرهنگی بین مردم کنونی آذربایجان و سومرها خیلی قوی
بوده و مورد تایید اکثر تاریخدانان میباشد و خیلی ها مثل" ف. هومئل" زبان سومری را
پروتوترک مینامند. من فقط بطور خیلی مختصر به بخش کوچکی از اینها اشاره کردم، و در
خاتمه مطلبی را راجع به یک نمونه از صدها مشترکات فرهنگی بین سومریان و ترکان،
اشاره کرده و مطلب را تمام میکنم، آن هم صنعت موسیقی میباشد اوزان ها و عاشیق ها در
فرهنگ ترکی جایگاه بخصوصی دارند و در کل تاریخ هزاران ساله ترکان اوزان ها همیشه
حضور فعالی در بین اقوام ترک داشته اند. فرهنگ، تاریخ، داستانها و حماسه های ترکان
را، این نوازندگان خلقی، سینه به سینه با صدای دلنواز سازشان زنده نگه داشته اند.
قدیمترین ساز ترکی که تا حال پیدا شده در ترکستان شرقی و منطقه اورومچی پیدا شده که
قدمتش به 400 سال قبل از میلاد میرسد، ولی قدیمترین پیکره یک اوزان با سازش در دست
مربوط به سومرها و در بین النهرین پیدا شده است و مربوط به 2400 ق م میباشد، چیزی
که در نگاه اول، توجه بیننده را به خود جلب میکند، این هست که کلاه، کمربند وشکل
ساز، و مهمتر از آن طرز گرفتن ساز ایستاده و ساز را به سینه میفشارد عینا شبیه
اوزان های امروزی آذربایجان و جهان ترک هست. موسیقی اوزانی که شاخص ترین و قدیمی
ترین هنر موسیقی آذربایجان و سایر ملل ترک تبار است، در هزاره های قبل از میلاد در
بین سومری ها و ایلامی ها رایج بود و نشانه های بعدی آن در هزاره اول قبل از میلاد
در بین ماننا ها، کانقا ها و بعد ها در بین اشکانیان دیده میشود. خاستگاه اصلی و
اولیه موسیقی اوزانی حوزه دریای خزر بوده و هنوز هم در آن حوزه رایج می باشد. کتیبه
های زیادی از سومر و ایلام به موسیقی اوزانی اشاره میکنند، مثلا: در سال 2250 ق م
"کوتیک ایشوسپناک" پادشاه عیلام به اوزان ها حقوق میداد تا شب و روز در جلوی معبد
خدای ایشوسپناک بنوازند ( دنیای گم شده عیلام صفحه 68 ).


در سال 2150 ق م ، زمانیکه قوتتی های آذربایجان در بابل حکومت میکردند" گوده" شاه
سومری "لاقاش"، که زیر دست آنها بود، به سرپرست اوزان های شهر دستور میدهد که
پرستشگاه اینانا نه نه، الهه سومری را با نواختن ساز پر از نوای شادی کنند ( تاریخ
پیشرفت علمی و فرهنگی بشر، جلد 1، صفحه 558 ). آلات موسیقی زیادی، همچون کمانچه،
نی، دهل، چنگ، قووال از سومرها پیدا شده است.


پس میبینیم که علاوه بر زبان، موسیقی سومری نیز در بین ترکان امروزی زنده هست. با
توجه و تکیه بر آثار باقی مانده از سومر و تحقیقات وسیع سومر شناسان بطور قطعی ثابت
میشود که سومر ها شاخه ای از ترکان باستانی بودند که درحوالی 5500 سال ق م همراه با
دیگر اقوام باستانی ترک، هوری ها، قوتتی ها، سابیر ها، لولوبی ها، کاسسی ها و ...
از آسیای میانه به آذربایجان کوچ کردند و سومر ها بعد از زندگی طولانی و تشکیل دولت
در آذربایجان به بین النهرین کوچ کرده و با علم و دانشی که از آذربایجان به همراه
داشتند توانستند اولین تمدن بشری را بنا کرده و بزرگترین خدمات را به بشریت انجام
دهند.


ترکان دنیا ، به خصوص ترکان آذربایجان ، به عنوان وارثین حقیقی سومرها به آنان
افتخار کرده و همچون فرزندان راستین آنها در راه صلح و خدمت به بشریت هیچ وقت
کوتاهی نکرده اند. همچون اجداد سومریشان، آذر بایجانی ها نیز همیشه مقدم مهمانان و
تازه واردین به سرزمینشان را گرامی داشته اند، هرچند که بعضی از آنها همچون ارمنی
ها و آشوری ها در این اواخر، نمک را خورده و نمکدان را شکسته اند.


|+| نوشته شده توسط دومان در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 12:4 |

اوغلان آدلاری و قز آدلاری
اوغلان آدلاری

 1 آبی برادر بزرگ ABI 2 آبیتن برادروار،عین برادر ABITƏN 3 آتا پدر،بزرگ،سرپرست ATA 4 آتابی مربی،معلم،اتابک ATABƏy 5 آتاخان خان بزرگ،خان پدر ATAXAN 6 آتامان تمثیل کننده ی پدر،پدرانه ATAMAN 7 آتیللا،آتیلا چابک سوار،تیزپا ATILLA 8 آتیش پرتاب،شلیک ATIŞ 9 آتیشماز صلح دوست،بی طرف ATIŞMAZ 10 آخار جاری،روان،جهت دار AXAR 11 آدای نامزد،کاندید ADAY 12 آذر آتش AZƏR 13 آراز آراز.،قهرمان منصوب به طایفه آس ARAZ 14 آرال متوسط،نام کوه ARAL 15 آرامان سنبل پاکی ARAMAN 16 آران دشت نسبتا گرم و صاف ARAN 17 آرتان پر برکت،افزاینده ARTAN 18 آرسالان شیر،مرد افکن ARSALAN 19 آرغین پاک شده،منزه ARĞIN 20 آرمان قابل جستجو ARMAN 21 آشقین آشقین،متلاطم،رد شونده،برتر AŞQIN 22 آغ بی سفید بیک،مرد رو سفید AĞBƏY 23 آلای دسته،گروه ALAY 24 آلپ قوی،جسور،نام کوه ALP 25 آلپ آسلان شیر قوی،شیر جسور ALPASLAN 26 آلپای تمثیل کننده دلیری و زیبایی ALPAY 27 آلپر قهرمان جسور،دلاور،سلحشور ALPƏR 28 آلتای نام سلسله جبال ALTAY 29 آ لخان خان سرخ،اسم خاص ALXAN 30 آلقیش تشویق،پیشواز ALQIŞ 31 آلوو آتش،شعله ALOV 32 آلیشان آتش گیرنده،انس گیرنده ALIŞAN 33 آوجی شکارچی،صیاد AVCI 34 آیبک سفیدرو،ماه رو AYBƏK 35 آیتای مثل ماه،ماه وش AYTAY 36 آیچین برای ماه،چین ماه AYÇIN 37 آیدین روشن،پاک AYDIN 38 آی دمیر پلاتین،فلز درخشان AYDƏMIR 39 آیشین ماهرو،نقره فام AYŞIN 40 آیمان ماه وش،تمثیل کننده ماه AYMAN 41 آییق بیدار،دوراندیش،هشیار AYIQ 42 آیسوی پاکنژاد AYSOY 43 آتروپات اسم خاص ATROPAT 44 آردا یادگار ARDA 45 آیتان ماه صفت AYTAN 46 آی دوغان شاهین زیبا AYDOĞAN ADLAR MƏNASI TURKCƏ 47 آناج مجرب،با تجربه ANAC 48 ائدیل آسان،قابل حل EDİL 49 ائل اوغلو فرزند خلق،مردمی ELOĞLU 50 ائل بان صدای مردم ELBAN 51 ائل بی سرپرست مردم،بزرگ قوم ELBƏY 52 ائل تن پاره تن مردم ELTƏN 53 ائل جان جان مردم ELCAN 54 ائلجه بیر دانا،دانشمند ELCƏBİR 55 ائلچی سفیر،نماینده ELÇİ 56 ائلچین برای مردم، بخاطر مردم ELÇİN 57 ائلخان رهبر مردم ELXAN 58 ائل داش هم ملیت،هم نژاد ELDAŞ 59 ائلده تک بی تا،بی مثل،دردانه خلق ELDƏTƏK 60 ائل دنیز دریای خلق EIDƏNİZ 61 ائل سس صدای مردم ELSƏS 62 ائل سئور مردم دوست،ملی ELSEVƏR 63 ائل سئون دوستدار مردم EISEVƏN 64 ائل شن شادی مردم،مردم شاد ELŞƏN 65 ائمیل ساکت،آرام،بی آزار EMİL 66 ائل مان تمثیل کننده مردم ELMAN 67 ائل یانار مردم روشن ضمیر،انسان دوست ELYANAR 68 ائل یورد سرزمین مردم،خانه مردم ELYURD 69 70 ارن مرد غیور و سلحشور ƏRaN 71 ارول قهرمان باش، انسان باش ƏROL 72 اروستون مرد برتر،والا مقام ƏRÜSTÜN 73 ارجان مردجانانه ƏRCAN 74 ارخان خان سلحشور ƏRXAN 75 ارکین آزاد،مستقل ƏRKIN 76 افراسیاب افراسیاب،اسم خاص ƏFRASIYAB 77 الدمیر آهن پنجه،قدرتمند ƏLDaMIR 78 افشین سردار،فرمانده ƏFŞIN 79 ارسلان مرد افکن،شکست ناپذیر ƏRSALAN 80 ایشیق نور ،روشنایی،افق IŞIQ 81 ایگید قهرمان،ساحشور IGID 82 ایلدیریم تندر،آذرخش ILDIRIM 83 ایلقار عهد وپیمان ILQAR 84 ایلکین ائلین،نخستین ILKIN 85 ایل یاز بهار سال ILYAZ 86 ایمراه امیر،رئیس،فرمانده IMRAH 87 اینال باور کردنی،مورد باور INAL 88 اینانج عقیده،ایمان،باور INANC 89 اوختای تیرمانند،تیروش،تیزپا OXTAY 90 اودآلوو آتش پاره،شعله آتش ODALOV 91 اودمان مثل آتش،تمثیل کننده آتش ODMAN ADLAR MƏNASİ TURKCƏ 92 اورهان مناسب،اوغورخان ORHAN 93 اوغوز اسم خاص OĞUZ 94 اووچو شکارچی OVÇU 95 اؤتگون برتر،نافذ ÖTGÜN 96 اؤزقان هموطن ÖZQAN 97 ازگور مستقل،متکی به خود ÖZGÜR 98 اوجال سرافرازباش UCAL 99 اوغور پیروز،موفق AĞÜR 100 اولدوز ستاره ULDUZ 101 اوزای روسفید،سفید بخت ÜZAY 102 اوستون برتر،غالب،پیروز ÜSTÜN 103 باباخان باباخان،خان بزرگ BABAXAN 104 بابک بابابی،خان خانان،بابک BABƏK 105 باریش صلح،دوستی BARİŞ 106 باریشماز سرسخت،محکم BARİŞMAZ 107 باشقان رئیس،صدر BAŞQAN 108 بایات نام طایفه ای از تورکان/ثروتمند BAYAT 109 بایدار سر سلسله BAYDAR 110 باییندیر نام یکی از قبایل تورکان BAYİNDİR 111 بکداش عزیز/ارزشمند BƏKTŞ 112 بیلگین دانا/دانشمند BİLGİN 113 بولود ابر BULUD 114 بوران بوران/مه غلیظ BORAN 115 بوغاج قدرتمند/قوی BOĞAC 116 باتور دلیر/جسور BATUR 117 جومای غرق در ماه CUMAY 118 جوشور همیشه متلاطم COŞOR 119 جوشگون جوشان COÇĞUN 120 چاپار پیک/فرستاده ÇAPAR 121 چاپای چابک/چاپگر ÇAPAY 122 چالار سوزان/شبیه/تیز ÇALAR 123 چووغون چدن/کولاک ÇOVĞUN 124 چئویک چابک/زرنگ ÇEVİK 125 چیریک چابک/سرباز ÇİRİK 126 چیلغین واله/عاشق/شیفته ÇİLĞİN 127 دالغین متفکر/ژرف نگر DALĞİN 128 دمیر ال پنجه آهنین/قوی DƏMİRƏL 129 دومان مه DUMAN 130 دویغون احساس کننده/فهیم DUYĞUN 131 دومرول اسم خاص DOMROL 132 دیلک آرزو/آمال DİLƏK 133 دونوش عطف DÖNÜŞ 134 دؤنمز قاطع/بران DÖNMƏZ 135 فرخان خان مقتدر/خان با فراست FƏRXAN 136 گنج بی جوانمرد/جوان بزرگ منش CƏNCBƏY 137 گورسئل سیل خروشان GURSEL 138 گونای ماه خورشید GÜNAY ADLAR MƏNASİ TURKCƏ 139 گووه ن فخر/اعتماد/افتخار GÜVƏN 140 هاکان خان خانان/امپراطور HAKAN 141 هارای فریاد/نعره HARAY 142 هایدی زرنگ/چابک/همصدا HAYDI 143 لام ساکت/آرام LAM 144 نریمان قدرتمند/نرمانند NƏRİMAN 145 پاشا خان،آقا PAŞA 146 پولاد فولاد POLAD 147 قارا اووجو صیاد بزرگ QARAOVCU 148 قارامان قهرمان/مثل بزرگان QARAMAN 149 قارتال شاهین/عقاب QARTAL 150 قافلان پلنگ QAFLAN 151 قاییم محکم/استوار QAYİM 152 قوتاز گل سر QOTAZ 153 قوچاق قهرمان/همیشه شجاع QOÇAQ 154 قوچ ار دلیر مرد/مرد شجاع QOÇƏR 155 قورقود ریش سفید/بزرگ قبیله QORQOD 156 قوشار سازنده/اتصال دهنده QOŞAR 157 قیزیل آسلان شیر طلائی QİZİLASLAN 158 قیزیل باش مو طلائی/رهبر QİZİLBAŞ 159 قیلینج خنجر/شمشیر QİLİNC 160 قیوراق چابک/زرنگ QİVRAQ 161 سابوتای اسم خاص SABUTAY 162 سادای حساب شده/شمرده شده SADAY 163 ساوالان نام کوه/باج گیر SAVALAN 164 ساواش جنگ/نبرد SAVAŞ 165 سهند نام کوه SƏHƏND 166 سونار تقدیم کننده/معرف SUNAR 167 سونقور شاهین/عقاب SONQOR 168 سیرداش همراز/هم سر SİRDAŞ 169 سیلدیریم سخت/محکم SİLDİRİM 170 سؤنمز روشن/همیشه سوزنده SÖNMƏZ 171 سئون دوست دارنده SEVƏN 172 سئور دوستار SEVƏR 173 شاخار همیشه آتش زن ŞAXAR 174 شانلی دارای اعتبار و مقام و منزلت ŞANLİ 175 شن آی ماه خندان/ماه شاد ŞƏNAY 176 شن سس خوش صدا ŞƏNSƏS 177 شن یاز بهار شاداب ŞƏNYAZ 178 شونقار شاهین/عقاب ŞONQAR 179 تانیش آشنا/فامیل TANİŞ 180 تایماز بی نظیر/بی همتا TAYMAZ 181 تایسیز بی نظیر،بی همتا TAYSİZ 182 توراج نام پرنده TURAC 183 تورال مجهول TURAL 184 تورغای مرغ ماهی خوار TURĞAY 185 توماج تیماج/چرم دباغی شده TUMAC ADLAR MƏNASİ TURKCƏ 186 توغان شاهین TOĞAN 187 توغای ببر TOĞAY 188 توغرول طغرل TOĞROL 189 تورکای اسم مرکب از ماه و تورک TÜRKAY 190 تئلمان مثل مو/ظریف TELMAN 191 تئمو آهن TEMO 192 تئمو چین آهنین/سرسخت TEMOÇİN 193 تومر مرد تمام/قهرمان TÜMƏR 194 ووران زننده/فاتح/پیروز VURAN 195 وورغون واله/شیفته/عاشق VURĞUN 196 وولکان آتشفشان VULKAN 197 وارمان پی برنده/دست یابنده VARMAN 198 خاقان خان بزرگ/امپراطور XAQAN 199 خان آغا مرد بزرگ XANAĞA 200 خان دمیر آهن سخت/آهن آبدیده XANDƏMİR 201 خان سئور خان دوست XANSEVƏR 202 خزر شمال/نام یکی از قبایل تورک XƏZƏR 203 یارار به درد بخور/شکافنده YARAR 204 یاغمور باران YAĞMUR 205 یالچین تخته سنگ/صخره YALÇİN 206 یانار سوزان/همیشه سوزنده YANAR 207 یاووز جسور/دلیر/شجاع YAVUZ 208 یورداغلو فرزند میهن/وطن پرست YURDOĞLU 209 یوردچو ولیعهد/جانشین YURDÇU 210 یوردمان نشانگر میهن YURDMAN 211 ییلماز شجاع/جسور/نترس YİLMAZ یاشاسین تورک ائللریمیز آذربایجان TAYMAZ(m.n)

 قیز آدلاری: *** ADLAR MƏNASİ TURKCƏ 1

 آبا مادر ABA 2 آدای نامزد ، کاندید ADAY 3 آذر آتش AZƏR 4 آشقین عبور کننده ، رد شونده AŞQIN 5 آغ باتان سفید رو،نام قدیم همدان AĞBATAN 6 آغ بنیز سفید رو ، دارای صورت روشن AĞBƏNIZ 7 آغ بوجاق گردن بلورین AĞBUXAQ 8 آغ سو سفید وش ، نورانی ، زیبا AĞSU 9 آلا گوز شهلا ALAGÖZ 10 آلتینای ماه طلائی ALTINAY 11 آلماز دافع ، رد کننده ALMAZ 12 آلیاناق سرخ گونه ، دارای لب های سرخ ALYANAQ 13 آنا دولو دارای ریشه اصلی ، مملو از مادر ANADOLU 14 آی اولدوز ماه و ستاره ، ستاره زیبا AYULDOZ 15 آی ایشیق نور ماه ، پرتو ماه AYIŞIQ 16 آیوز ماه رخ AYÜZ 17 آیپارا پاره ماه ، مهپاره AYPARA 18 آیتای عین ماه ، ماه وش ، لنگه ماه AYTAY 19 آیتک ماهوار،زیبا AYTƏQ 20 آی تکین مثل ماه،تمثیل کننده ماه AYTƏKIN 21 آیدا در وجود ماه ، ماه صفت AYDA 22 آیتن نزد ماه،در وجود ماه AYTƏN 23 آیچین برای ماه،مثل ماه AYÇIN 24 آیسان مثل ماه،دارای گذشته درخشان AYSAN 25 آیسو شبیه ماه،نور ماه AYSU 26 آی سئل سیل ماه،سیل زلال و شفاف AYSEL 27 آیشن ماه خندان، ماه شاد AYŞƏN 28 آیفر ماه صفت، با شکوه AYFƏR 29 آی گول گل سفید،گل خوشبختی AYGÜL 30 آیلا هاله ماه AYLA 31 آیلار خوبرویان، زیباها، ماه ها AYLAR 32 آیلی ماه وش،ماه صفت،ماهرخ AYLI 33 آیلی سئل سیل دارای ماه، سیل زلال AYLISEL 34 آیلین هاله اطراف ماه AYLIN 35 آیمان تمثیل کننده ماه،مثل ماه AYMAN 36 آینار انار سفید،انار زیبا AYNAR 37 آینور نور ماه، دارای انوار ماه AYNUR 38 آیسوی پاکنژاد AYSOY 39 آیشین ماه پاره AYŞiN 40 ائل ایستر محبوبه خلق ELISTƏR 41 ائل بزر زینت دهنده خلق،مردم آرا ELBƏZƏR 42 ائل چیچک گل مردم ELÇIÇƏK 43 ائلقیز دختر مردم،محبوبه خلق ELQIZ 44 ائلمیرا نمایانگر مردم،تمثیل کننده ملت ELMIRA 45 ائلنور نور مردم،چراغ مردم،راهنمای مردم ELNUR 46 ائلناز محبوب مردم،عشق مردم ELNAZ ADLAR MƏNASİ TURKCƏ 47 ارتئل اسم خاص ƏRTEL 48 اردوغان قهرمان زا،قهرمان پرور ƏRDOĞAN 49 ارسوی قهرمان نژاد ƏRSOY 50 ارکناز ناز آزادی ƏRKNAZ 51 ارگون قهرمان روز،همیشه قهرمان ƏRGÜN 52 اسین نسیم،باد ملایم سحری ƏSIN 53 ایپک ابریشم،حریر IPƏK 54 ایزیناز خوش اثر،دااری رد خوشایند IZINAZ 55 ایلای ماه و سال ILAY 56 اینجه بئل کمر باریک INCƏBEL 57 اینجه تئل دارای موهای ظریف INCƏTEL 58 اینجه گول گل ظریف،گل نازک INCƏGÜL 59 اینجی مروارید،صدف INCI 60 اینجی قیز دختر زیبا،دختر مثل مروارید INCIQIZ 61 اینجی گؤز دارای چشمان مثل مروارید،چشم براق INCIGÜZ 62 اودئل خلق آتش ODEL 63 اودسان آتشین ODSAN 64 اودمان آتشپاره،نشانگر آتش ODMAN 65 اورمان جنگل ORMAN 66 اولماز بی همتا،نشدنی،غیر ممکن OLMAZ 67 اؤزگور مستقل ÖZGÜR 68 اؤزلم حسرت ÖZLƏM 69 اولدوز ستاره ULDUZ 70 اوزگون متاسف،غمگین ÜZGÜN 71 اوستون برتر،والا ÜSTÜN 72 اولکر ستاره سحری ÜLKƏR 73 بالسان مثل عثل،شیرین BALSAN 74 باللی شیرین،مثل عسل BALLI 75 بورچین غزال BURÇIN 76 بورلا بلند قامت،دارای گسوان بلند BURLA 77 بیرجه یگانه BIRCƏ 78 بیلگین دانا و دانشمند BILGIN 79 جوشار جوشان،شور انگیز COŞAR 80 چاغلار متلاتم ÇAĞLAR 81 چیلغین عاشق،واله،مجنون ÇILĞIN 82 چیچک شکوفه،گل ÇIÇƏK 83 دالغا موج DALĞA 84 داملا قطره DAMLA 85 دورنا درنا DURNA 86 دویغو احساس DUYĞU 87 دورو صاف،بی آلایش،شفاف DURU 88 دیلغم نام آهنگ DILĞƏM 89 دیلر آرزومند و دارای آرمان DILƏR 90 دنیز دریا DƏNIZ 91 فیدان شکوفه،غنچه FIDAN 92 گور سئل سیل خروشان GURSEL 93 گول آی ماه خوشگل،ماه زیبا GÜLAY ADLAR MƏNASİ TURKCƏ 94 گول اؤز گل رخ،خوشرو GÜLÜZ 95 گول بنیز گل رخ GÜLBƏNIZ 96 گول سان گل تبار،مثل گل GÜLSAN 97 گول شن گل شاد GÜLŞEN 98 گول گون گل روز GÜLGÜN 99 گولنار گل انار GÜLNAR 100 گولناز گلناز،گل محبوب GÜLNAZ 101 گول یاناق گل گونه،گل رخ GÜLYANAQ 102 گول یانار گل سوزان،گل سرخ GÜLYANAR 103 گول یاز گل بهار GÜLYAZ 104 گوموش تئل دارای گیسوان نقره ای،نقره فام GÜMÜŞTEL 105 گون آی ماه و خورشید،روز روش GÜNAY 106 گون ار قهرمان روز،همیشه قهرمان GÜNƏR 107 گونش خورشید GÜNƏŞ 108 گونئی جنوب،آفتابگیر GÜNEY 109 گوندش همزاد،همزمان زاده شده GÜNDƏŞ 110 گونده یاز همیشه بهار،همیشه بهار GÜNDƏYAZ 111 همرسین نسترن HƏMƏRSIN 112 کونول قلب،دل KÖNÜL 113 کپنک پروانه KƏPƏNƏK 114 کوسن قهر کننده KÜSƏN 115 کوسمز گشاده رو،دل فراغ KÜSMƏZ 116 کسکین برنده،تیز KƏSKIN 117 لاچین عقاب،شاهین LAÇIN 118 لاله لاله LALƏ 119 لیلپار گل چشمه،گل همیشه سبز در آب LILPAR 120 لیمان بندر LIMAN 121 مارال آهو،غزال،زیبا MARAL 122 ماوی نیلی،آبی MAVI 123 ماراق علاقه MARAQ 124 ناردانا دانه انار NARDANA 125 نارگیله دانه انار NARGILƏ 126 ناریش مثل انار،نارنج NARIŞ 127 نازلی پر عشوه NAZLI 128 پارلار منور میشود،نورانی میشود PARLAR 129 پارلاق درخشان،نورانی PARLAQ 130 پینار چشمه PINAR 131 قارا گیله سیاه چشم،دارای مزدمک سیاه QARAGILƏ 132 قوقوش پرنده قو QUQUŞ 133 قومرال خاکستری،خاکی QUMRAL 134 قیز خانیم دختر خانوم QIZXƏLIN 135 قیل باش دارای موهای دراز QILBAŞ 136 قیزیللی طلائی QIZILLI 137 قیزیل تئل مو طلائی QIZILTEL 138 ساچلی دارای موهای دراز و پرپشت SAÇLI 139 ساناز بی نظیر،بی همتا SANAZ 140 سانای محترم،شهره پاکی SANAY ADLAR MƏNASİ TURKCƏ 141 سانلی معروف،مشهور؛نامدار SANLI 142 سایین عزیز،محترم SAYIN 143 سولماز همیشه شاداب SOLMAZ 144 سونای آخرین ماه،پرنده مانند SONAY 145 سونر آخرین قهرمان،آخرین دلاور SONƏR 146 سونگول آخرین گل SONGÜL 147 سونییا سونیا SONYA 148 سیرداش همراز SIRDAŞ 149 سیبل مو طلائی SIBEL 150 سئوین شاد باش SEVIN 151 سئلجان سیل جان SELCAN 152 سئون دوست دارنده SEVƏN 153 سئودا عشق SEVDA 154 سئوگی عشق،محبت SEVGI 155 سئوگی ناز عشق ناز،پر محبت SEVGINAZ 156 سئوگول گل دوست SEVGÜL 157 سئویل فعل امر:مورد محبت قرار بگیر SEVIL 158 سئوینج شادی،خوشی SEVINC 159 سحر صبح،آغاز روز SƏHƏR 160 شن آی ماه شاد،ماه خوشرو ŞƏNAY 161 شن ائل مردم شاد،مردم خندان ŞƏNEL 162 شن یاز بهار شاد،بهار خوش ŞƏNYAZ 163 تامارا کاملا جستجو کن،کاملترین TAMARA 164 تامای ماه تمام TAMAY 165 تانسو نور سحری،سوی فجر،شبنم TANSU 166 تای سیز بیتا،بی مثل TAYSIZ 167 ترکان ملکه TƏRKAN 168 توران نام کشور،ترکستان TURAN 169 تومروس اسم خاص TUMRUS 170 توووز طاووس،منطقه در آذربایجان TOVUZ 171 تویغون مسرور TOYĞUN 172 تویگون شادزی،دارای روزگار خوش TOYGÜN 173 تئللی دارای موهای بلند و پر پشت TELLI 174 تئلمان ظریف،مثل مو TELMAN 175 تئلناز دارای موهای زیبا TELNAZ 176 خانیم بالا خانوم کوچک XANIMBALA 177 خاتین زن خان،خاتون XATIN 178 یاز گل گل بهار YAZGÜL 179 یاغیش بارش باران،حالت بارش،باران YAĞIŞ 180 یاغمور باران YAĞMUR 181 یانار گول گل سوزان،گل سرخ

|+| نوشته شده توسط دومان در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 11:59 |

آذربايجان :: نگاهي به قتل عام مسلمانان توسط ارامنه

در اواخر قرن نوزدهم تعداد بيشتري از مسيونرهاي مذهبي در آذربايجان غربي بويژه شهر اروميه جهت پياده كردن اهداف خاص خود ساكن شدند. اين افراد كه عموما از مسيحيان روسيه ، فرانسه ، انگليس و آمريكا بودند سعي مي‌كردند فعاليتهاي خود را در قالب آموزش علوم ديني ، تدريس زبانهاي خارجي و ارائه برخي خدمات عام المنفعه پوشش دهند. ولي در اصل مي‌كوشيدند تا مسيحيان منطقه بويژه ارامنه را در قالب تيمهاي مسلح سازماندهي كنند.

مسيونرهاي مذهبي جهت نيل به مقاصد سياسي خود ، آشوريها ، ارامنه و جيلوهاي مسيحي مهاجر را آلت دست خود قرار داده و اقدام به تعليم نظامي انها براي اغتشاش‌گري كردند. كه تحريكات ضد ايراني و اسلامي همين مبشرين منجر به خونريزي و بلاياي غير قابل تصور گرديد كه اگر تحريكات مداوم و تقويت مالي و معنوي آنان نبود هرگز مسيحيان اروميه در انديشه ايجاد اختلاف با مسلمانان كه ساليان دراز با آنها در صلح و صفا زندگي مي‌كردند نمي‌افتادند.

در پي تحريكات ضد انساني اين مسيونرها بود كه در 27 اسفندماه 1296 هـ . ش ( برابر با 17 مارس 1917) ارامنه و آشوريها با هدايت «تيكتين» كنسول روسيه در اروميه و « شت» رئيس مذهبي مسيونرهاي آمريكا در اين شهر ، اقدام به قتل و غارت مسلمانان نمودند بطوريكه در طول يك روز نزديك به ده هزار مسلمان در اروميه و حومه آن بي‌رحمانه قتل عام شدند. پس از اين كشتارها مناطق غربي آذربايجان ايران دستخوش حملات ارمنيان گرديد و در شهرهاي سلماس ، خوي و ماكو نيز هزاران مسلمان اعم از ترك و كرد قرباني نسل كشي نفرت انگيز ارامنه شدنددر اين فاجعه هم ارامنه ارمنستان در كنار اين مسيونرهاي خارجي قرار داشتند ( تعداد 3000 تن از داشناكها به رهبري آندرانيك در سال 1296 شمسي به سمت شهر خوي حركت كرده و آنجا را محاصره نمودند. آنها قصد قتل عام مردم خوي را داشتند كه به كمك سپاه عثماني عده‌اي كشته و جمعي ديگر مجبور به فرار شدند و به اين ترتيب شهر خوي از دست ارامنه خارج شد.

احمد كسروي در كتاب « تاريخ هيجده ساله آذربايجان در اين خصوص مي‌نويسد : « روسيان همچنان بدرفتاري مينمودند و آسوريان و ارمنيان به پيشتگرمي آنان بيدادگري بي‌اندازه ميكردند و چون كسي بجلوگيري بر نمي‌خاست روزبروز بدي بيشتر مينمودند و هفته‌اي نمي‌گذاشت كه چند كسي كشته نگردد و يكداستان ناگواري روي ندهد.

گذشته از درون شهرها در بيرونها آنچه مي‌خواستند دريغ نمي‌گفتند. يكدسته از ارمنيان از قفقاز گريخته و باينجا آمده و بهمدستي جيلوها راهزني مي‌كردند و اگر كسي دست باز ميكرد او را ميكشتند.»

شهرهاي مرند و خوي و سلماس و اروميه و غيره مورد بي‌رحمترين هجومها قرار گرفت ، ارامنه قره داغ  به پاس همكيشي ، مسلمانان بي پناه و دست خالي را از دم تيغ مي‌گذرانيدند . اينان شكم زن حامله را دريده و جنين را به تن بريده پدرش نصب مي‌نمودند. مسلمانان به بلاي بدتر از جنگهاي صليبي دچار شده بودند. طراحان ارمنستان بزرگ به هر قيمتي كه شده مي‌خواستند طرحشان را پياده كنند.

كسروي در اين باره ادامه مي‌دهد : « امروز در اين كشتار نزديك به ده هزار تن از مردم بيگناه و از زنان و بچگان كشته گرديد. مسيحيان از دميده بامداد اغاز كرده تاراج و كشتار دريغ نمي‌گفتند و پس از نيمروز هم اگرچه با دستور مستمر « شت» دست از كشتار برداشتند ولي باز تاراج در كار بود.»

و كسروي در آخر اينگونه مي‌نويسد « اين داستانها چندان دلگداز است كه ما بهتر مي‌دانيم ناگفته گزاريم و بگذريم» اما به غم همه اين جنايات آنچه در نوشته‌هاي مدافعان ارامنه آ‌مده است تحريف اين حوادث مي‌باشد. اين تحريفات كه عمدتا از طرف انگليسها اعمال مي‌شود اهداف خاص خود را دنبال مي‌كند. در حالي حكايت از مرگ نزديك به 25 هزار ارمني و آشوري در درگيريهاي آذربايجان ايران دارد كه پس از انفصال قفقاز از ايران و مهاجرت آنان به روسيه تعداد مسيحيان اين منطقه به شدت كاهش يافته بود. و كشته شدن 25 هزار مسيحي به معناي مرگ تمام ارامنه و آشوريهاي غرب درياچه اروميه است. موضوعي كه هرگز صحت نداشته و ندارد و واقعيات تاريخي عكس اين را بازگو مي‌كند. و در مقابل ارامنه و آشوريها بدليل حمايت مسيونرها و همكاري داشناكها و مسيحيان با روسيه از تعليمات نظامي لازم بهره برده بودند كه با شگردهاي نظامي خود توانستند مسلمانان غافلگير را براحتي به كشتار دهند كه قبرهاي دسته جمعي مسلمانان آذربايجاني موجود در اطراف شهرهاي سلماس و اروميه حكايت از فجايع ارامنه در حوالي درياچه اروميه دارد

مسلمانان آذربايجاني بزرگترين قرباني كشمكش‌هاي قفقاز

انقلاب 1917 شوروي و جنگ‌هاي داخلي متعاقب آن مثل هر جاي ديگر اين كشور ، آشوب و خونريزي فراواني را در قفقاز به همراه آورد . نمايندگان سياسي گرجي ، آذري و ارمني در تفليس حكومتي تشكيل داده و مستقل از مسكو به اداره امور پرداختند. اما دستيابي به استقلال در قفقاز جنوبي بهاي گزافي داشت.

ارامنه كه نه تنها در هيچ نقطه قفقاز در اكثريت نبودند بلكه طبق نوشته « ترميناسيان» از يك قلمرو مشخص نيز برخوردار نبودند. حزب داشناك مشكل عدم قلمرو ملي را با روش‌هاي خشن و جنايتكارانه‌اي و با كمك استعمارگران بويژه انگليس حل كردند . صدها هزار تن در كشتارهاي اسفباري كه در سطح گسل ملتهاي ترك ، ارمني و گرجي صورت مي‌گيرد جان مي‌بازند. شواهد حكايت از آن دارد كه مسلمانان آذربايجان بزرگترين قرباني اين كشمكش‌ها هستند « داشناك‌ها كليه روستاهاي آذري نشين ايروان را با خاك يكسان كردند... در ولايت ايروان 211 روستاي آذري نشين تخريب و صدها هزار قتل عام شدند و به اين ترتيب قريب به 300 هزار آذري ايروان به قتل رسيدند و با نهايت درماندگي خود را به مناطق امني چون گنجه رساندند تنها گروه اندكي در سرزمين ابا و اجدادي خود ماندند.

اين حوادث كه دومين موج درگيري‌هاي ارمني ـ آذري در قفقاز بود روابط آذري‌ها و ارامنه را به قدري تيره نمود كه ديگر به هيچ وجه مقدور نبود در اتحاد سه گانه حكومت فدرال قفقاز بتوانند در كنار هم بمانند و لذا اين فدراسيون در 26 مه 1918  از هم پاشيد و پس از آن سه جمهوري مستقل آذربايجان ، ارمنستان و گرجستان تشكيل شد.»

در اين فاجعه اسفبار هزاران نفر از مسلمانان قفقاز خانه و كاشانه خود را رها كرده و آواره كوه و بيابان شدند در همين  رابطه سيد جعفر پيشه‌وري در خصوص مشاهدات خود چنين مي‌نويسد « من وحشيگري داشناكها را روز 18 مارس 1918 ديدم. در آن روز عده بيشماري از مردم بيگناه مخصوصا ايرانيان بي طرفي را كه در كاروان سراها سوخته و ذغال شده بودند با چشم خود مشاهده كرده بودم... از ديدن جناياتي كه اين مردم بي‌شعور بدون علت اساسي مرتكب شده بودند روان انسان عاصي مي‌شد.4

ارامنه در 24 مارس شش روز بعد از مشاهدات پيشه‌وري به همراه روسها اقدام به خلع سلاح شبه نظاميان مسلمان كردند و در اين نبردها هزاران مسلمان به شهادت رسيدند پس از اين مغلوبيت ، باكو وضعيتي اسفبار بخود گرفت چرا كه در اين ميان بلشويكها و داشناكها اقدام به قتل و غارت در محلات مسلمان نشين كردند.

به اين ترتيب ايروان و حومه آن كه عمدتا مسلمان نشين بود از جمعيت مسلمان خالي شد و تبديل به يك منطقه صرفا ارمني نشين گرديد.

همزمان با ايروان مسلمانان شهرهاي قارص، ادهان ، بورچالو و آخاتسيخ نيز كشتار شدند. در اين نسل كشي بي رحمانه بيش از 200 هزار مسلمان به شهادت رسيدند. در چنين شرايطي ديگر هيچ علقه اي ميان مسلمانان براي باقيماندن در دولت قفقاز وجود نداشت بنابراين دولت موقت قفقاز جنوبي از هم پاشيد كه اين اتفاق ارامنه را بيش از پيش در حمله به اراضي جمهوري اول آذربايجان تشويق كرد.

در قره باغ، فهم ديني و باور ملي مسلمانان اضمحلال مي شود

جمهوري اول آذربايجان پس از 19 ماه حيات در 27 آوريل 1920 با حمله نيروهاي 60 هزار نفري ارتش به رهبري «سرگئي كيروف» سقوط كرده و پرچم اتحاد جماهير شوروي در چنين روز سياهي برفراز پارلمان ملي جمهوري اول آذربايجان نصب گرديد و پنج ماه بعد جمهوري ارمنستان در دوم دسامبر با حمله بلشويكها سرنگون شد. با تصرف قفقاز توسط نظام شوراها و آغاز استيلاي مخوف بلشويكها بحران قره باغ فروكش كرد و نهايت در 7 ژوئيه 1923، ايالت خودمختار «ناگور نوقره باغ» در تركيب جمهوري دوم آذربايجان واقع در جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي تاسيس شد. اما عطاي حق خودمختاري به ارامنه قره باغ و واگذاري بخش مسلمان نشين زنگه زور و شرق درياچه سيوان به جمهوري شوروي، ارمنستان حقوق مسلمانان آذربايحاني بصورت فاحشي نقض گرديد و در مقابل هيچ حقوقي متقابلي براي مسلمانان مقيم ارمنستان در نظر گرفته نشد. پس از شش دهه اختناق توام با تنش هاي بعضاً خونين ميان تركان و ارامنه در ايالت خودمختار قره باغ بار ديگر با پيدايش سستي در اركان امپراطوري شوروي، عفريت كشمكشهاي ميان مسلمانان و ارامنه افراطي سر از قبر نفرت انگيز خويش برداشت.

ارامنه از نوامبر سال 1987 به دنبال اظهارات تحريك كننده «آگابنگيان» مشاور ارمني الاصل گورباچف، آخرين دبير كل شوروي، در برابر دولت باكو سر به شورش برداشتند، يكسال بعد كشتارهاي خونيني را عليه مسلمانان ساكن قره باغ به عمل آوردند. بطوريكه در 20 فوريه 1998 نمايندگان ارمني مجلس محلي قره باغ بي اعتنا به مخالفت نمايندگان مسلمان، الحاق قره باغ به ارمنستان اعلام كردند.

داشناكها براي اجرا مقاصد خود نيازمند جاري شدن خونهاي بي گناهان بودند كه مي بايست جهت آ‌غاز درگيريهاي نژادي در اسرع وقت بر زمين ريخته مي شد بطوريكه حتي زلزله مخوف در شمال ارمنستان هم نتوانست وقفه اي در تندرويهاي پان ارمنيستها و داشناكها ايجاد كند.

از نكات قابل توجه زلزله شهر «اسپيتاك» اخباري بود كه در روزنامه هاي ماه دسامبر 1998 و ژانويه سال 1989 در شهر پراگ پايتخت جمهوري چكسلاواكي سابق درج گرديد. و خشم و نفرت جهانيان را برانگيخت امدادگران كشور مذكور كه با خود سگهاي تربيت شده اي را به همراه داشتند متوجه بي قراري تعجب آور اين سگها در مجاورت لوله قطور و طويلي مي شوند كه در يكي از مناطق زلزله زده به حال خود رها شده بود اين امدادگران پس از بريدن لوله در درون اينها دهها جسد از نونهالان و كودكاني را پيدا مي كنند كه در حال تعفن هستند با انتشار اين خبر مشخص مي شود كه اين افراد كودكان بي گناه و معصوم مسلمان هستند كه از آغوش مادران خود توسط داشناكهاي جنايتكار دزديده شده اند.

با آغاز سال 1989، ارامنه ارمنستان و قره باغ اقدام به قتل و غارت مسلمانان ساكن اين مناطق كردند. به دنبال اين اقدام بيش از دويست هزار تن از مسلمانان مقيم ارمنستان بصورت مشقت بار، مجبور به ترك خانه و كاشانه خود شدند. و در قره باغ مسلمانان غافلگير شده و گروه گروه توسط ارامنه تندروي اين ايالت سلاخي شدند.

و حادثه غم انگيز ديگر فاجعه 26 فوريه 1992 شهر خوجالي مي باشد كه فقط عطفي در جنايتهاي سازمان يافته عليه بشريت محسوب مي شود كه در اين حادثه هزاران نفر از مسلمانان مظلومانه با حيوانيت تمام قتل عام شدند.

ابعاد مختلف و نتايج اين فاجعه ضد انساني قابل بيان نيست و تنها مي توان از اين بررسيها به عنوان «جستجوي سياه» نام برد در اين قتل عام و نسل كشي 613 نفر از اهالي بي دفاع شهر خوجالي كشته شد. كه از اين تعداد 106 نفر زن و 83 نفر كودك بودند.

1275 نفر به اسارت در آمدند و 150 نفر هم مفقود شدند. طبق برخي قرائن و شواهد اعضاي بدن برخي از اين اسرا در اقدام جنايتبار ديگري در بازارهاي غير قانوني پيوند اعضا در اروپا به فروش رسيدند. 560 نفر از قربانيان تحت شكنجه كشته شده و اجساد برخي از آنها مثله شد (5)

اما جنايت ارامنه در خوجالي، آخرين جنايت رژيم نژادپرست ايروان عليه مسلمانان آذربايجان نبود بلكه هنگام سقوط شهرهايي چون شوشا (9مه1992)، لاچين (17 فوريه 1993)، خارموت (21 فوريه 1992)، قوبادلي
(31 اوت 1993)، زنگيلان (6 آوريل 1993)، جبراييل (18 اوت 1993)، آقدام (23 جولاي 1993) نيز تكرار شد بگونه ايكه تاكنون نزديك به 25 هزار آذربايجاني شهيد، 5/1 ميليون نفر آواره و 20 درصد از خاك جمهوري آذربايجان توسط ارمنيان اشغال شده است.

بدين وسيله امروزه در قره باغ بسان فلسطين اساسي ترين و مهمترين رشته پيوند انساني ما يعني فهم ديني و باور ملي كه از آغاز زندگي تك تك ما با ما بوده دچار از هم پاشيدگي شده است. دو زخم عميق جهان اسلام يعني قره باغ در جهان ترك و فلسطين در جهان عرب يكي بدست مزدوران ارمني ديگري صهيونيزم در حال نابود كردن كيفيت معنوي و تلقيات فكري اجتماعي ما طراحي شده است. هر دو را عزيز مي شماريم و رهايي هر دو را مد نظر قرار دهيم.

اما به رغم اين جنايت آنچه كه در كتابها و مقاله هاي مدافعان ارمني آمده  است تحريف حوادثي است كه بوقوع پيوسته است دولتمردان ارامني ابتدا سعي در انكار اكثر جنايات انجام داده خود بودند كه كم كم زير فشار افكار جهان و وجدانهاي منصف كم كم به جناياتي در شهر خوجالي و امثالهم اعتراف كرده و در نهايت برخي از اين آقايان با قضاوت هرچه تمام ضمن پيش كشيدن عقده هاي تاريخي خود از جمله شكست ارامنه در جنگ باعثماني در سال 1915 قاتلين و مصوبين فجايع عليه مسلمانان را بسان قهرمانان ملي خود ارزش و بهاء دادند ولي لكه ننگ جنابات انجام شده و حمايت آنان از جنايت آفرينان تا ابد در كارنامه آنان ثبت خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط دومان در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 11:58 |

اغوز بایرامی مبارک اولسون

Ərgənəkön - Yeni Gün - Oğuz  İl Bayrami Qutlu Olsun

ارگه نه کون - یئنی گون - اغوز ایل بایرامی قوتلو اولسون

عید نوروز مبارک باد

Əsgi Türk İllərinin 88640255-ci İli Mutlu Olsun

اسگی تورک ایللرینین 88640255-جی ایلی موتلو اولسون

سال 88640255 سالهای ترکی باستان خوش باد 

در مورد عید نوروز باید گفت که این عید در میان بیشتر ملیت ها وجود دارد ولی قدیمی ترین و معتبر ترین آن در فرهنگ تورکی ( تورکی ) است که دارای پیشینه و مراسمات خاص خود است و بعضی احتمال می دهند که این عید از فرهنگ ترکی وارد سایر فرهنگ ها شده است ، در ترکی به این عید ارگه نه کون یا یئنی گون ویا اغوز بایرامی می گویند که برای خود قدمت و داستان و فلسفه ای دارد که به طور خلاصه توضیح داده می شود :

بر اساس افسانه ای ( و شاید واقعیت زیرا آثاری از آن هنوز بر جای مانده است ) چند هزار سال پیش دشمنان ترک ها به آنها حمله و همه را قتل عام نموده فقط چند نفر باقی می مانند در این هنگام گرگی به نام آشینا ( می دانید که بوز قورد یا گرگ خاکستری برای تمام ترک ها اهمیت ویژه ای دارد ) به آنها کمک کرده  و برای نجات جان آنها ، آنها را به داخل منطقه ای محصور در بین کوه هایی در ترکستان مرکزی می برد که فقط امکان رفتن یک نفر از گذرگاه آن وجود دارد ، آنها برای سال های مداوم در آن منطقه زندگی کرده و بر شمار آنها افزوده می شود و دقیقا بعد از ۴۰۰ سال چنان بر شمار آنها افزوده میشود که امکان زندگی در آن منطقه برای همه میسر نمیشود در این هنگام به کمک گرگ خاکستری )آشینا ) با جمع آوری هیزم آتشی می افروزند تا معادن خالص آهن این کوه ها را مذاب و راه را برای خروج باز کنند ، روزی که راه باز شده و  از منطقه ی محصور خارج و اقدام به باز پس گیری سرزمین مادری شان میکنند روز اول بهار بوده که آن را ارگه نه کون یا یئنی گون ( به معنای روز نو ) می گویند برخی نیز این روز را اغوز نامگذاری کرده اند زیرا رهبری ترک ها را برای باز پس گیری سرزمینشان اغوز خان ( که اجداد ترک های آذربایجانی و استانبولی و ترکمن است ) بر عهده میگیرد که بعد ها با کمک گرگ خاکستری تمامی سرزمین های خود را گرفته و امپراتوری ترکستان بزرگ ( ترکان آسمانی ) را تشکیل میدهند.

به گفته ی برخی جمشید شاه آریایی ها هم سال ها پس از این ها وقتی از آذربایجان ( قلمرو ترک ها ) می گذشته با این عید آشنا میشود. در ضمن تمامی بحث هایی که میگویند این عید مربوط به زردشتیان است باطل است.

ترک ها برای این عید مراسمات ویژه ای دارند که بیشتر مراسم امروزی نیز برگرفته از آن بوده و هر کدام فلسفه ای نیز دارند.

در مورد سال های باستانی ترکی گفتنی است ترک ها تقویم ( ایل سایار ) های مختلفی دارند از جمله تقویم ختایی و ... ولی قدیمی ترین آن تقویم ترکی باستان است که قدمت استفاده از آن مشخص نیست ولی احتمالا سومر ها ( اجداد ترک ها ) حدود ۷۲۰۰ سال قبل از آن استفاده می کرده اند ، گفتنی است این تقویم به صورتی است که از ابتدای خلقت محاسبه شده و نیز خواجه نصیرالدین طوسی نیز در مورد آن اطلاعاتی داده است ولی آنچه معلوم است به تقویم ترکی باستان امسال تحویل سال ۸۸۶۴۰۲۵۵ را خواهیم دید.


|+| نوشته شده توسط دومان در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 11:57 |

اوغوز بايرامي يا عيد نوروز!؟

گاهی می گویند شماها بی سوادین و همه چیزو بدون دلیل قبول می کنین می گفتم نه ولی حالا قبول دارم که بی سوادم ولی از این به بعد هیچ چی رو بدون دلیل قبول نخواهم کرد مثل مطلب زیر که ممکنه شما هم بدون دلیل قبول کرده باشین.

 عید نوروز یا اوغوز بایرامی!؟

بزار دقیق و علمی به سؤال جواب بدم ببین در اساطیر فارسی نوروز از زمان سفر جمشید شاه به منطقه ی آزربایجان و تورک ها به وجود آمده و در این سفر جمشید شاه مراسمی را که به نام اوغوز ها(طایفه ی اوغوز)معروف بوده می بیند و آنرا می پسندد و چون این مراسم در حین تجدید سال اتّفاق می افتاده ضمن معرفی آن به قوم خویش آنرا نوروز می نامد در اساطیر آزربایجان پسر اوغوز در یک سال از زمستان سختی رهایی می یابد و برکت های بسیاری به وی روی می آورد و پسر اوغوز به شکرانه ی این برکت ها هرساله 7تا از برکتها نماد آن را در سفره ای گذاشته و جشن می گرفتند که یتّی سین در ترکی یعنی "هفت تا از"و در واقع چیزی به نام هفت سین نداریم برای مثال ماهی سین نداشته ولی نماد برکت آب و دریا است و قرآن و آینه نماد برکت آسمان هستندو...

دلیل دوم که این عید نوروز همان اغوز بایرامی است این که عید اوغوز عیدی باستانی است و در آن زمان هنوز الفبای عربی اسم گذاری نشده بود که حرف (س) را سین بنامند و ۷سین بوجود آید و قبل از عید نوروز سفره ی ۷سین رو آماده کنند طبیعتا اعتقاد به این خنده آور است.

تورکها تفسیر دیگری از نوروز دارند.

به عقیده تورکان عید نوروز( که البته در بین تورکهای آسیای میانه همان عید اوغوز ) ریشه ای فلسفی و متکی بر تحولات طبیعی دارا می باشد. در عقیده تورکها ، هستی از آتش ،باد و خاک پدید آمده است . در بین مردم آزربایجان سه چهارشنبه آخر سال به ترتیب چهارشنبه های آتش ، باد و خاک نامیده میشوند که  در آخرین چهارشنبه به علت اینکه آخرین چهارشنبه سال سمبل نابودی و خشکی است آتش یا ((تونقال)) روشن می کنند و تمامی درد وبلاهای خودرا در آن آتش می سوزانند تا از این دردها چیزی برای سال دیگر باقی نماند.آنها معتقدند بعد از خاموش شدن آتش چهارشنبه آخر خاک بیدار میشود و در عید نوروز هم از روی آب میپرند و از آب دعوت میکنند که به خاک بپیوندد و روزی و نعمت پدید آید. در عقیده تورکان عید نوروز بایک پیوند کاملا علمی و فلسفی با مراسم آخرین چهارشنبه مرتبط است . امروزه در روستاهای تورکان آزربایجان دهها مراسم  و عادات گوناگون در چهارشنبه آخر سال و عید نوروز به جای می آورند که هیچ یک در نقاط دیگر ایران دیده نمی شود

امروزه در مورد اینکه عید نوروز در بین تورکان آزربایجانی دیرینه چند هزار ساله دارد از لحاظ باستان- شناسی شبهه ای باقی نیست . در کتیبه های ((قوبستان))در چند کیلومتری شهر باکو که قدمتی حداقل چهارهزار ساله دارند تصاویر از آتش پریدن و مراسم مربوط به نوروز دیده می شود و در حفاریهای دیگر نیز صدها اثر مرتبط با نوروز به دست آمده است. مراسم ویژه آزربایجانی ها آن قدر اصیل و عاید به خود میباشد که با مراسم هیچ کجای دنیا قابل قیاس نیست.    

 

« سفره ی هفت سین !!!»
این ترکیب را حتماً بسیار شنیده اید.

در زمان های قدیم، در میان مردم آزربایجان رسم بوده است که هفت عدد از برکت های جهان آفرینش را جمع می کردند تا هم فرصتی باشد که از آفریدگار جهان تشکری به عمل آید و هم آنها را (به نمایندگی از تمام نعمت هایی که "تانری" (خدا) به مردم بخشیده است) با خود از سال قبل به سال جدید منتقل کنند. عدد هفت هم در این میان نشانه ی کثرت بوده است.

 

  
حال، چون هفت برکت را با خود می بردند آنها را درون سفره ای می گذاشتند و آن را « برکتلردن یئددی سین قویماق » (گذاشتن هفت ها از برکت ها) می نامیدند. آنها عبارت بودند از:

1.   یئر برکتی (برکت زمین): قوورغا (گندم یا عدس یا سمنو)
2.   آغاج برکتی (برکت درخت): آلما یا اییده (سیب یا سنجد)
3.   گؤی برکتی (برکت آسمان): قورآن یا آینا (قرآن یا آینه)
4.   گؤیرمک برکتی (برکت سرسبزی و رشد): گؤیرمک (سبزی)
5.   آل – وئر برکتی (برکت خرید و فروش): سیککه (سکه)
6.   حیئوان برکتی (برکت حیوان): یومورتا (تخم مرغ)
7.   سو برکتی (برکت آب): سو و بالیخ (آب و ماهی که انتخاب ماهی قرمز هم در تفکر اسطوره ای آذربایجان، معنای مبارکی (قوتلولوق) نیز داشته است.)

حال، این ماجرا به زبان فارسی آمده است و عدم توجه ترجمه کننده یا ترجمه کنندگان محترم (که لطف کرده اند!!!) به "سین" در "یئددی سین" - که در زبان تورکی آزربایجانی به معنای "تا" در "هفت تا" در زبان فارسی است- موجب شده است تا بالاجبار این کلمه را همانطور "سین" ترجمه کنند و آن را دارای رابطه ای با حرف « س » نمایند.  حال، تعدادی افراد هم از آب گل آلود، ماهی گرفته و لطف می کنند و برای اثبات "هفت شین" بودن آن قبل از اینکه "هفت سین" باشد(!!!)

 


 دلایلی واهی و غیر قابل قبول می آورند که حتی بچه ی کوچک هم آنها را باور نمی کند تا چه رسد به یک ملت! حالا برای اینکه اصلاً جای ابهام نماند، دلایلی کافی برای "برکتلردن یئددی سین قویماق" بودن به جای "هفت سین" تقلبی (!)، می آوریم:

1.   انتخاب حرف "س"، اصلاً معنای تفکر اسطوره ای ندارد. چرا که در هیچ کجای دریای کلمات و حتی در میان بازی های انجام شده توسط کلمات (که یکی از آنها همین مسئله ی هفت سین است)، حرف "س" به معنای مبارکی و ... به کار نرفته است. البته قابل توجه ماهی گیرندگان از آب گل آلود (که چند سطر بالا آنها و تفکر واهی آنها را معرفی کردیم)، این اتفاق برای حرف "ش" هم، چنین است و علاوه بر اینکه سفره ی هفت سین نداشتیم، هفت شین و شراب و شیر (منظور شیر آب!) نداشته ایم. (دقتتان را بیشتر نمایید!)

2.   با توجه به "هفت سین" بودن سفره هر چه که حرف "س" در اول آن آمده است، باید در سفره باشد؛ یعنی مثلاً خود سفره را هم باید درون سفره ی هفت سین گذاشت و یا "سرگین" را و یا ... (که خودتان می دانید آخرش، کار به جاهای باریک تر هم می رسد)

3.   اگر هنوز، قبول نکرده اید که نوروز همان اوغوز است که از ترکی به فارسی و دیگر جاها رفته است و آن را نوروز تصور کنید و آن را عیدی باستانی و قدیمی بنامید، باید بدانید که زمانی که نوروز بود، خط نوشتاری زبان فارسی، خط عربی نبوده است تا حرفی با نام "سین" در آن تصور شود! (دقتتان را بیشتر کنید!)

4.   با توجه به اینکه نوروز از اوغوز گرفته شده است، احتمال این مسئله خیلی خیلی خیلی ... بیشتر می شود که چیزهایی هم که به آن مربوط هستند، از آذربایجان و زبان اصیل و زیبای ترکی سرچشمه گرفته و به زبانهای دیگر رفته است که در نتیجه ی تشابه دو مثلث (!)، اضلاع متناظر متناسب بوده و هفت سین از همان "برکتلردن یئددی سین قویماق" گرفته شده باشد.

5.   توجیه تخم مرغ و رنگی شدن آن و البته آینه و قرآن و ماهی و آب در سفره ی هفت سین، اصلاً با کلمات هفت سین جور در نمی آید که نه تنها، اولشان با "س" شروع نمی شود، اصلاً حرف "س" درون آنها به کار نرفته است! پس از این به بعد یادتان باشد که سفره ی هفت سین نداریم. بلکه آن از همان "برکتلردن یئددی سین قویماق" است که دزدیده شده است! و می دانیم که دزدی چه کلمه باشد چه خانه و چه پول و ماشین و ... ، گناه است و زشت کاری بُوَد! پس سعی کنید شما در این گناه، دست نداشته باشید و قسمتی از این گناه را هم برعهده نگیرید.


|+| نوشته شده توسط دومان در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 11:56 |